یادی از بودها- قسمت سوم

نویسنده: علی‌اکبر رفوگران
عدم اسراف و تبذير( و به اصطلاح ريخت و پاش) رسم معمول همه‌ي طبقاتِ جامعه ما بود و مردم عميقاً از اسراف پرهيز داشتند و آن را گناه مي‌دانستند. متأسفانه امروز چنين نيست و صرفه‌جوئي عادت منسوخ است و مردم از اين اصل مهم اقتصادي و اجتماعي و اخلاقي و ديني و حتي (سياسي) به دور افتاده‌اند.

Read more

یادی از بودها- قسمت دوم

نویسنده: علی‌اکبر رفوگران

عزیزِ مهربانی که از پشتِ منی، ولی من هرگز تو را نخواهم دید نمی‌دانم وقتی پا به این خشخاش روی دریای وجود می‌گذاری جهانت چگونه است. دنیای من که دنیای دیوانه‌یی است. اینجا مردم با دست خویش سموم عجیب و غریبی می‌سازند و به حلقوم خود می‌ریزند.

Read more

یادی از بودها- قسمت اول

نویسنده: علی‌اکبر رفوگران

به نام خداي بزرگ
براي نبيره‌ها و نديده‌ها

سلام بر تو نتيجه- نبيره- نديده‌ي عزيزم. اي کاش مي‌شد همه شما را مي‌ديدم و به رويتان بوسه می‌زدم و در آغوشتان مي‌گرفتم؛ ولي افسوس که سهم ما از عمر همين بوده که گرفتيم و رفتيم آنچنانکه همگان را چنين است.

Read more