نقش دل در مدیریت- قسمت سوم

نویسنده: مجتبی کاشانی

ادامه از قبل:

صفای باطن

ویژگی ارزشی مشترک مثبت ایرانیان

نتیجه تحقیقی اجتماعی در مورد رفتار، شخصیت و ارزش‌های جامعه ایرانی در سال 1350 با مشارکت مالی بخش خصوصی آن زمان، هماهنگی و تایید وزارت علوم و آموزش عالی وقت همکاری علمی دانشگاه هاروارد، به منظور تربیت مدیران حرفه ای، مرکزی علمی مدیریتی بین‌المللی با عنوان مرکز مطالعات مدیریت ایران با نام مخفف لاتین-IRAN CENTER FOR MANEGMENT STUDIES-   ICMS دایر گردید.

این مرکز که برای تربیت مدیران صنعت و سازمان‌های وابسته به آن در سطح ایران تشکیل شده بود، با انتظارات بالای علمی به پذیرش دانشجو می‌پرداخت و پس از یک دوره بسیار فشرده شبانه‌روزی به کسانی که موفق به گذراندن این دوره پر کار می‌شدند MBA یا «فوق‌لیسانس مدیریت» با اعتبار دانشگاه هاروارد اعطا می‌کرد. دانشجویان ترکیبی از ایرانیان و افراد غیر ایرانی از سراسر جهان با زمینه‌های تحصیلی بسیار متفاوت از رشته‌های علوم انسانی تا مهندسی، با سوابقی از کاملاً بی تجربه تا شاغل و دارای سوابق تجربی با امتحانات ورودی بین‌المللی، برگزیده می‌شدند. اساتید را نیز ترکیبی از عمدتاً اساتید غیر ایرانی دانشگاه هاروارد و بعضاً ایرانیان مدرس این دانشگاه تشکیل می دادند.

شیوه تدریس و تحصیل به روش CASE STUDY بود و از این رو با توجه به شباهت بسیار زیاد این روش تحصیلی با شیوه طلبگی علوم دینی در ایران، معماری ساختمان این مجموعه به دست یکی از طراحان ساختمان ایرانی و با اقتباس از مدرسه چهارباغ اصفهان طراحی گردید، که امروز همه آن مجموعه در اختیار دانشگاه امام صادق عليه السلام است.

شاید ذکر این تاریخچه برای مقدمه مختصری که از این پس آورده می شود، برای ورود به این مقاله مدیریتی -بومی- انسانی بسیار ضروری بود. از آنجا که این مرکز که از نامش پیداست مرکز مطالعات مدیریتی بود، در مدت چند سال اول ایجاد خود مجالی پیدا کرده بود تا با کمک گروهی تحقیقی متشکل از اساتید خود، روابط و رفتار موجود اجتماعی و انسانی ایرانیان را به منظور رسیدن به الگوی رفتاری اصولی و مطلوب اجتماعی – انسانی و بومی مورد نیاز جامعه صنعتی ایران بررسی نماید.

خوشبختانه این تحقیق تا قبل از حضور تحصیلی نویسنده در سال تحصیلی 56-1355 در این مرکز، تکمیل شده بود و دستاورد آن در مطلبی با نام «صفای باطن» به عنوان یک مطلب مهم و در درسی با نام مخفف BEHAVIOR IN ORGANIZATION- BORG یا رفتار سازمانی مطرح می گردید. از آنجا که مقاله «صفای باطن» که اساسا به زبان انگلیسی تهیه شده بود با تاکید به بررسی ویژگی اخلاقی و برجسته لوطی گری در ایرانیان به عنوان یک الگوی آرمانی ارزشی که ناشی از ارادت و الگوبرداری همه ایرانیان که نشات گرفته از فرهنگ پهلوانی و از شخصیت علی عليه‌السلام می باشد پرداخته است، جا داشت در سال گذشته که سال علی (ع) نامگذاری شده بود ارائه می گردید، اما متاسفانه فشردگی‌های کاری یک الگوسازی بزرگ فرهنگی – صنعتی، مجال این کار را نداد اما از آنجا که به هر حال مطالعه این تحقیق که سال‌ها از آن می گذرد، به نظر می رسد هنوز بتواند الگوی مناسبی برای رفتار انسانی مدیران در سازمان‌های ایرانی که فضای عاطفی و احساسی خود را در ایران حفظ کرده است به دست مدیران دهد، فرصت را برای ترجمه کامل اما ارائه بخشی از آن را به عنوان برگ سبزی به محضر با صفای مدیران و کارکنان شریف «لوطی مسلک» ایرانی تقدیم می کنم.

نویسنده خود از زمان مطالعه این مطلب در همان سال‌ها، آن را به عنوان یک الگوی رفتاری سازمانی مناسب در محیط کار و صنعت در ایران آگاهانه به کار برده و کامیابی‌های چشمگیری – چه در زمینه امور اجرایی، چه در تدریس و محیط آموزش و چه در کار مشاوره مدیریت- بویژه در زمینه ایجاد تغییر و تحویل و کاهش مقاومت در کارخانه ها در اجرای نظام 7 سین صنعتی (55) به دست آورده است. حتی در 20 سال گذشته به تحقیق دریافته است که پذیرش مدیران و سرپرستان توسط کارکنان و زیردستان آنها بیش از آنکه به میزان تحصیل و تخصص و تجربه و توانایی حرفه ای آنان مربوط باشد، به خصلتهای انسانی و اخلاقی آنان ارتباط دارد و به نظر می رسد کارکنان ایرانی تا مدیری را به لحاظ معیارهای انسانی نپذیرند، از او تبعیت و با او همکاری نمی کنند. به همین دلیل توصیه نویسنده استفاده از واژه مدیر «مرشد» بجای مدیر ارشد» بوده است. اصل خود ساخته «ص» نیز که به 5 ویژگی مدیران برای کامیایی در محیط کار ایران اشاره دارد و شامل ارزشهای: صداقت، صبوری، صمیمیت، صراحت و صلابت می گردد نیز از همین تجربه و باور ناشی می گردد.

مقدمه خود را با این سوال آن زمان آن استاد غیر ایرانی که هنوز در گوشم طنین انداز است به پایان می برم که: «شناخت»، «صفای باطن» و «لوطی گری» تا چه حد می تواند مدیران ایرانی را در رفتار انسانی و سازمانی موفقتر در محیط کار در ایران یاری دهد؟

مقدمه ای بر روش تحقیق

این مقاله حاصل تلاش‌های دسته جمعی گروهی پژوهنده ایرانی و آمریکایی است که در خلال مدت پنج ماه در جلسات هفتگی سیر در انگاره های ملی در شخصیت و ارزشهای ایرانی صورت گرفته است. علاوه بر بحثهای گروهی، اعضای گروه در چند مصاحبه هم شرکت کرده اند و همه با هم به تماشای فیلمهای مورد نظر پرداخته و به مطالعه متن دو داستان کوتاه مبادرت ورزیده اند. کلیه افراد گروه با بهره گیری از تجربیات شخصی خود در این جلسات شرکت می کردند و برخی از آنان همزمان به انجام مصاحبه، ضبط طرحهای کلی فیلمها و مطالعه ادبیات معاصر، کتابهای کودکان و غيره مشغول بوده اند. تحقیقات اولیه برای تهیه این مقاله در محل» (تهران) و به دور از تاثیر عوامل و انگیزه های سیاسی موثر در پژوهای مشابه گذشته، صورت گرفت. در واقع ترکیب گروه پژوهشگر تا حدودی از این احساس متاثر بود که بخش عمده ای از پژوهشهای انجام شده در مورد ایران که توسط متخصصین علوم اجتماعی غیر ایرانی انجام شده است، حتی آن دسته که از نظر محل پژوهش در خود ایران انجام گرفته است – هر یک به دلیلی از نظر خود ایرانیها مردود و بی اعتبار شناخته می شوند. با این همه گروه ما نمی تواند ادعا کند که همه جوانب لازم را برای مطالعه تمامی خصایص ملی ایرانی مورد نظر قرار داده باشد. باید خاطر نشان کنیم که انگیزه ها و عوامل سیاسی از تحقیقات قبلی روی خصیصه های ملی توجه به یک ملت را آن گونه که در چارچوب قراردادها و مرزهای بین المللی تعریف می شود، سبب می شدند. | برگرفته هایی از چند فیلم پر طرفدار که توسط گروههای شهر نشین با معلومات متوسط، تهیه شده است، و خاطرات کودکی چندی از دیگر افراد از سطوح اجتماعی و شهرهای دیگر به عنوان انگیزه های اساسی در این راه موثر بوده اند. استفاده از برخی اطلاعات تاریخی به منظور نمایش امکان وجود برخی ریشه های تاریخی در این بحثها به چشم می خورد، بی آنکه تحقیقات تاریخی نقش عمده ای در این میان بازی کرده باشد. بررسی و تحقیق در مورد مفاهيم والا و ارزشمند فرهنگی حاصل از پدیده های فرهنگی از قبیل هنر، ادبیات، اسطوره و آداب و سنن و مفاهیم گوناگونی مانند شرف و افتخار، پاکی و معصومیت یا پهلوانی و سلحشوری رابطه تنگاتنگی دارد. این روش با روش نمونه گیری و توزیع پرسشنامه و روشهای تشخیصی – روانی در بررسی توزیع آماری ویژگیهای خصلتی، بدون توجه به عامل فرهنگ، در تعارض کامل است.

از این روش در بررسی حاضر برای مطالعه بر روی خصیصه «صفای باطن» که از دو طریق متقابل و با پاری افراد مختلف در ارتباط با نهادهای همزیست شرح و بسط داده شده است، بهره برده ایم. در جداسازی این زمینه ها، از بسیاری مواد فرهنگی استفاده شده است. این بررسی نظری می تواند به مطالعهای آماری منجر شود، ولی تاکید ما همواره بر استفاده از ابزاری خواهد بود که به منظور بررسی یک فرهنگ خاص با تاکید بر چند گونگی و تفاوت در برخوردهای فردی با زمینه های مشخص فرهنگی خواهد بود. بنابر این در تحقیقاتی از این دست تاکید عمده می بایست بر بسط و گسترش سیر و سلوک و یا شکل گیری فرضیه های مورد نظر باشد. بعلاوه این مقاله گزارشی است از کاری رو به پیشرفت و تکامل که می بایست به عنوان تحقیقی کاوشگرانه و آزمایشی به آن توجه شود.

قالبهای افراطی شخصیت

ایرانی‌ها به هنگام انتقاد و خرده گیری از جامعه خودشان از خصایل منفی چندی که اغلب به انگاره های منفی بخصوص در مورد بازرگانان و سیاستمداران مربوط می شود، سخن به میان می آورند. این ویژگیها در جوامع شهری و در میان طبقات متوسط و بالای تهران و اصفهان بیشتر به چشم می خورد. این انگاره ها متعلق به افرادی است که اصطلاحا زرنگ، حسابگر، فرصت طلب، متظاهر، زدوبندچی، چرب زبان، پشت هم انداز یا چاخان نامیده می شوند. هدف پنهان عامل اصلی در این امر می تواند تفرق و عدم تطابق میان کردار و پندار ایرانیان باشد. علاوه بر آنچه گفته شد، خصوصیات اخلاقی دیگری هم وجود دارند که ایرانیها قط در خودشان می بینند (برخی از این خصوصیات در خارجی هایی که با آنها برخورد می کنند وجود ندارد). در ایران ما در موردی افرادی می شنویم که به حدی مهربان، فروتن، متواضع، حساس، باعاطفه، دلسوزه خونگرم، دست و دلباز و وفادار هستند که علایق شخصی را فدای این احساسات خود می کنند و بسیاری کسان را می بینیم که از معتقدین پروپا قرص عوالم روحانی و عیب هستند. ایرانیها برخی اوقات با احترام و حتی دریغ از نوعی رفتار و انگیزش سرشار از صداقت و صفا یاد می کنند که آن را در فارسی «صفای باطن» می نامند. به اعتقاد ما این خصیصه برای شناخت یک شخصیت مثبت مورد احترام همگان، مهمترین است.

حضرت علی نمونه انسان کامل است و تمام خصایص نیک و پسندیده، گاه تا سر حد تناقض گویی آشکاری، به او نسبت داده می‌شود.

نخستین دسته خصایلی که از خلال شبکه داستان‌های کوتاه در حضرت علی یافتیم همان خصوصیات اخلاقی قهرمان تیم پر طرفدار کاکو بود. این خصایص به توانائی‌های رزمی و نظامی حضرت علی به عنوان فرمانده نظامی و مرد میدان کارزار مربوط می شود. از سوی دیگر ما توانستیم از خلال مصاحبه ها، به دسته ای کاملا متفاوت از خصوصیات اخلاقی مربوط به وارستگی و دوری از دنیا و مادیات که با وجود عدم همزمانی و همزبانی با دسته اول آنها هم به حضرت علی نسبت داده می شود، دست یابیم. چنین به نظر می رسد که در سلسله صفات عالیه بشری که تجلی صفات پسندیده حضرت علی است دو دسته بخصص متمایز می شوند. این دو دسته صفات حمیده در حضرت علی به یکدیگر پیوند می خورد به قسمی که خوبی عادی و متعارف خود با جاذبه و اغراق کمتری جایی در میانه این دو حضور پیدا می کند.

تاکید ما در این بررسی بیشتر بر روی خصایلی خواهد بود که به چهره های برجسته قهرمانی و معنوی منسوب هستند؛ زیرا عوامل مشترک میان آنها فضیلت «صفای باطن» را نمایان می سازد. قدرت سلحشوری و مردانگی دسته اول را می توان لوطی گری نامید، اصطلاحی که در سالهای اخیر بیشتر به کار می رود و در مباحثات قدیمی تر از آن با عبارت جوانمردی یاد می شود. از خصایل معنوی و روحانی و گریز از دنیا طلبی و مادی گرایی در اینجا با عبارت درویشی نام برده خواهد شد. گرچه عبارت درویش امروزه به جای گروه خاصی از مردان خدا، به گونه خاصی از افراد اطلاق می شود. علاوه بر اینها، به هنگام بررسی تمامی این خصایل و ویژگیها در دورانهای مختلف لازم است پیوسته تصوف را نیز در نظر داشته باشیم. در ضمن بد نیست بدانیم که جمع این دو دسته صفات حمیده در یکی دیگر از چهره های نیمه اساطیری صددرصد ایرانی؛ یعنی پوریای ولی یکی از پهلوانان قرون وسطی که بعدها به مسلک صوفیان در آمد، روایت شده است. پس از دستیابی به معانی عبارات لوطی گری و درویشی برمی گردیم به مساله اصلی رابطه این صفات با مفاهیم متعارفی که از نیکی وجود دارد.

بی تردید کمال مطلوب و آرمانی صفات برجسته پهلوانی و روحانی با عوامل جغرافیایی و سیاسی در تاریخ ایران و با راهی که ارزشهای خاص ایرانیان با استفاده از آن راه موقعیت ویژه خود را در درون جهان اسلام پیدا کرده اند، ارتباط تنگاتنگ دارد. از سوی دیگر، زمینه های مشابهی را می توان در میان دیگر ممالک مسلمان پیدا کرد. لوطی گری را می توان با آرمانهای اعراب از مردانگی و شرف و افتخار در قیاس آورد و درویشی را در تمام زمینه های پرهیزکاری و تصوف اسلامی و تضاد همیشگی میان تجمل پرستی و عیش و عشرت مفرط و سادگی و بی پیرایگی صحرانشینان و مخالفت پارسایانه با تجملات، پیگیری کرد.

در درون بافت بخصوص زندگی ایرانیان کلمات درویش و لوطی با آنکه توسط شهروندان تحصیلکرده امروزی برای توصیف خصوصیات اخلاقی دوستان و همکاران به کار می رود، می بایست در ارتباط با نهادهای مشخصی از جامعه سنتی، که هنوز هم در تهران امروز از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار است، و در ارتباط با وظایف و آداب و سنن خاصی مورد توجه و بررسی قرار گیرد. با این همه این اصطلاحات هنوز هم مراجع معتبری برای دستیابی به ویژگیهای اخلاقی خاص خود به دور از نهادها و آداب و سنن قدیمی هستند.

درویشی

محل تجمع تشکیلاتی در ایران خانقاه نام دارد که شرح سنن و جایگاه اجتماعی آن از عهده این بررسی خارج است. آنچه مورد بحث و نظر ماست نقش درویش یاصوفی است که می تواند در چارچوب خانقاه، معنویت و اعراض از مادیات و خواهشهای نفسانی را پیشه کند یا نکند، ولی در هر حال از نوعی نظام معنوی که طریقت نام دارد، تبعیت می نماید. خصلت درویشی به هر حال به فردی نسبت داده می شود که از آئین و نظام رسمی خاصی پیروی نمی کند، ولی نسبت به ظواهر و خواسته های این جهانی در نهایت به اعتنا و بی علاقه می نماید. از آنجا که درویش در یه جا آوردن مراسم مذهبی تعبدی ندارد، این مسلک، و بعدی از مهرورزی و رفیق دوستی به خود می گیرد، هر چند در آئین درویشی میزانی از قبض نفس و مسامحه – هر چند ناخوشایند – در گرایش به تنهایی و انزواطلبی به چشم می خورد. این نگرش کلی در مورد صوفیها کاربردی ندارد. ظاهرا از آنجا که درویشی و شعر هر دو با کنه ضمير و اعماق ژرف روح بشر سرو کار دارند، نوعی ارتباط وسیع میان آن دو وجود دارد.

لوطی گری

محل تجمع و پایگاه تشکیلاتی لوطیها، زورخانه نام دارد. زورخانه، مرکز تجمع سنتی برای رشد و تکامل معنوی فضایل پهلوانی، دلاوری و شجاعت مردان و بهترین مکان تجلی آداب و سنن لوطیهاست. در حال حاضر هنوز هم تعداد قابل توجهی زورخانه در تهرانی وجود دارد (بنابه یک روایت در حدود 500 زورخانه که به نظر آمار اغراق آمیزی می آید). لوطی محله، پهلوان قلدری است که در میان اهل محل و همسایگان به نیروی بازو و زورمندی شهرت دارد و حامی ضعفای محله و حافظ نظم و امنیت محله به شمار می آید. برخلاف درویشی که برای رسیدن به کمال معنوی از نظامی درونی متابعت می کند، در مورد لوطی به عکس مقابله مداوم ناشی از احساس مسئولیت درونی و استفاده از نیروی جسمانی در مواجهه با مشکلات بیرونی سیر تکاملی شخصیت او را سبب می شود. او تنها کسی است که می تواند همگان را مورد آزار و اذیت قرار دهد و یا به عکس با حمایت و پشتیبانی از ضعفا به قهرمان توده ضعيف مبدل شود.

رابطه درویشی و لوطی گری با صفای باطن

تاثیرات متقابل درویشی و لوطی گری مقوله دیر پایی است. با آنکه آئین پهلوانی در میان ایرانیها، ظاهرا ریشه هایی در ایران قبل از اسلام دارد. ولی بعدها رویارویی با انگاره کاملا مشابه عرب؛ یعنی فتوت موجبات تقویت و قوام بیشتر این آئین را فراهم آورده است. برخی تشابهات تشکیلاتی و عقیدتی میان مسلک دراویش و جوانمردان، زمانی پدیدار شد که اولین طوائف صوفیه به تبعیت از سلوک جوانمردان شکل گرفتند، و در هر صورت زورخانه در حال حاضر با به کار گیری برخی اصلاحات صوفیه ظاهرأ تاثیری معکوس را نشان می دهد. شخصیت لوطی نیز در شخصیت پهلوان؛ یعنی قهرمان حماسی ایران ریشه دارد و بر اساس آن بنیان گرفته است. در طول عملیات ورزشی و [20:58, 4/23/2019] Gandom Gallery: پهلواتی در زورخانه، اشعاری از شاهنامه خوانده می شود. خواننده (مرشد) با اشعاری در منقبت فضایل ایمان، فروتنی، و قناعت آغاز می کند و پس از آن به خواندن ابیاتی در ستایش شجاعت، سلحشوری و شرافت همان گونه که رستم دستان قهرمان اصلی از این فضایل برخوردار بوده است می پردازد. با آنکه لوطی گری و درویشی در برخی جهات تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر دارند، نوعی هماهنگی در میان آنان وجود دارد که به تضادی متعارف با انگاره های ریاکارانه، حسابگرانه و ظاهرسازانه منتهی می شود. در جدول زیر آن دسته از جنبه های درویشی و لوطی گری که دارای پیامدهای مشترکی هستند در مقابل یکدیگر قرار داده شده و پیامدهای مشترک آنها در سمت چپ جدول نشان داده شده است. (خصیصه های عاری از مشترکات در این جدول منظور نشده است).

توجه کنید که علی رغم اعراض لوطیها و درویشها از قرار گرفتن در راس حکومت و جلوداری شبکه دیوانسالاری و سوداگری ایران، صرف اعمال و وجود آنان یکی از عوامل تعدیل کننده این شبکه است. آنان بی تردید جزء لاینفکی از نظامهایی از این دست به شمار می آیند و هی نوع فضیلتی نمی تواند در نظامی بی تشخص و تکنیکی به این خوبی جابیفتد. درویش و لوطی هر دو نسبت به ارزشها و اهداف سنتی در موقعیت مشابهی به سر می برند و در نتیجه بهتر از دیگران می توانند خصیصه «صفای باطن» را که اصلی ترین خصلت مشترک بیان آنهاست، حفظ کنند. در ادامه کار، ما بر آنیم که هسته مرکزی و مشترک میان لوطی گری و درویشی را که همانا تبری از ریا و سالوس، همسازی و هماهنگی میان پندار و کردار و اعراض از نفاق و دورویی است، مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم. در خور توجه آنکه، اکثر کسانی که از آنها سوال شده آیا لوطی و درویش شبیه هم هستند؟ بلافاصله و با قاطعیت پاسخ منفی داده اند، ولی پس از مدتی در کمال حیرت، به این نتیجه رسیده اند که این دو شخصیت بسیار شبیه به هم هستند. علاوه بر آن، یکی از اعضای ایرانی گروه تحقيق ما در صحبتهای اولیه گروه مطلب جالبی بیان کرده است به این مضمون که: «هر ایرانی حتی در بازار، کمی خصیصه درویشی و لوطی گری در خور دارد». به گفته کیکاوس ابن اسکندر نویسنده قرن یازدهم: «بدان ای پسر که سه چیزست از صفات مردم که هیچ آدمی نیابی که بر خود گواهی دهد که این سه چیز مرا نیست، دانا و نادان بدین سه چیز همه از خدای تعالی خشنودند اگر چه این سه چیز خدای تعالی کم کس را داده است و هر که را این سه چیز بود از خاصگان خدای تعالی بود، از این سه گانه: یکی خرد است و دوم دوستی و سوم مردمی و چون به حقیقت نگه کنی به خرد و راستی و مردمی، دعوی به دروغ نمی کنند، زیرا هیچ جسدی نیست که این سه صفت اندرو نیست»

ادامه دارد…