زندگینامه سید محسن آزمایش

وی در کودکی با کارگری شروع به فعالیت کرد. کارگاه کوچکش را در سال ۱۳۱۸ تأسیس و در عرض ۴۳ سال، آن را به یکی از بزرگترین تولید کنندگان لوازم خانگی ایران – در دهه پنجاه – تبدیل نمود.

محسن آزمایش، یکی از کارآفرینان ایران در دهه‌های سی تا شصت شمسی می‌باشد. او به سال ۱۳۰۴ در خانواده‌ای روحانی، اما از جهت اقتصادی ضعیف، در تهران متولد شد. در نوجوانی پدرش را از دست داد. در کودکی نیز بخت این را نداشت که به تحصیلات خود ادامه دهد. تنها توانست تا سال سوم و چهارم ابتدایی بخواند. این وضعیت، تنها مختص به او نبود؛ بلکه برخی از تجار و صاحبان صنایع آن دوره، مثل سید محمود لاجوردی، سادات تهرانی و عميد حضور، فاقد آموزش‌های رسمی بودند. با این وجود، هریک از آنان در زمینه فعالیت‌های اقتصادی خود، مردان موفقی بودند. آزمایش از نظر خانوادگی، موقعیت اقتصادی برجسته‌ای نداشت تا آموزش‌های لازم اقتصادی و شیوه‌های تولید درآمد را در حجره و شرکت پدر یا اعضای خانواده بیاموزد؛ یا با فروش دارایی به جا مانده از میراث خانواده، سرمایه لازم برای کسب و کار، فراهم نماید.

از ۱۱ سالگی در تهران به شاگردی پرداخت؛ دو هفته اول را به صورت آزمایشی – بدون دریافت دستمزد – شروع به کار نمود. تلاش و کوشش فراوان او، توجه صاحب کارگاه را به خود جلب کرد و هفته‌ای یک تومان به عنوان دستمزد به وی داد. کمتر از چهار سال، پیش آبكیان به آهنگری پرداخت. پس از آن در دو کارگاه دیگر نیز – به مدت سه، چهار سال مشغول به کار شد. عاقبت با ۱۴۰ تومان پس انداز و انعام دریافتی از آخرین استاد کارش، مغازه کوچکی در خیابان عین‌الدوله خریداری کرد. سال ۱۳۱۸بر اساس مهارت و تخصصی که در طی ۷ سال کار در آهنگری به دست آورده بود یک کارگاه درب و پنجره‌سازی ایجاد کرد و پله‌های مهارت و تجربه را به تدریج طی نمود. بدین ترتیب سرمایه‌اش اندک اندک افزایش یافت. با کار مداوم و طولانی، مورد اعتماد افراد بسیاری شد؛ همین اعتماد باعث شد که وی بتواند به سرمایه گذاری و فعالیت در سایر حوزه‌ها بپردازد. آزمایش شادی‌های کودکانه را به مثل بسیاری از همسالان، تجربه نکرد؛ صبح تا غروب در کارگاه کار می‌کرد تا اندوخته‌ای به دست آورد و با آن، زندگی مادر، برادر و خواهرانش را تأمین نماید. اهمیت سرمایه و مهارت در تأمین درآمد را طی شش تا هفت سال فراگرفت. در هفده سالگی با یکی از خویشاوندانش به نام بتول عاصمی ازدواج کرد.

در آغاز سال ۱۳۳۰، دولت و شهرداری تصمیم گرفتند شهر تهران را لوله‌کشی کنند. اکثر کارهای لوله‌کشی، مثل کندن کوچه‌ها و خیابان‌ها، انشعابات آب، ساخت لوله آب، تأسیسات، انبار و… از طریق مناقصه به پیمانکاران خصوصی واگذار شد. محسن آزمایش نیز در برخی از این مناقصه‌ها شرکت و اجرای برخی از این فعالیت‌ها را به عهده گرفت.

در اواسط سال‌های سی – در شرق تهران – به ساخت صندلی فلزی و مبل روی آورد. وی برخی از این صندلی‌ها را به سازندگان اتاق اتوبوس می‌فروخت. در کنار ساخت صندلی، کارگاهی برای آب کاری داشت. در این کارگاه، صندلی و سایر وسایل فلزی، آب کاری می‌شدند. در سال ۱۳۳۶ کارگاهش آتش گرفت و بخش بزرگی از سرمایه‌اش در اثر این حادثه (به روایت وی عمدی) نابود شد.

در ۱۶ اسفند ۱۳۳۷، کارخانه صنعتی آزمایش را در همان محل سابق (جاده تهران نو) پایه‌گذاری و با شماره ۶۵۳۳ ثبت کرد. شرکت آزمایش در سال ۱۳۴۴ به بهره‌برداری رسید. سرمایه اولیه آن، سی میلیون ریال بود و پس از چند مرحله در سال ۱۳۴۷ به ۲۰۰ میلیون ریال افزایش یافت. پس از چند سال که در خیابان دماوند به تولید صندلی، بخاری نفتی و… پرداخت، زمینی به مساحت ۱۸۵ هزار متر در کیلومتر۱۰ جاده آبعلی، سه راه آزمایش خرید. هدف وی از خرید این زمین، تولید لوازم خانگی بود. نخستین محصولات تولیدی این کارخانه، بخاری نفتی، تخت خواب، میز، صندلی فلزی و آبگرمکن نفتی، بود. به تدریج تنوع محصول و ظرفیت تولید، متناسب با تقاضا گسترش یافت. کم کم زیر بنای کارخانه – از دو سه هزار متر در سال‌های آغازین فعالیت – به هفتاد و سه هزار متر . در اواسط سال‌های پنجاه – رسید.

تعداد کارشناسان خارجی در شرکت آزمایش اندک بود. سال ۱۳۴۷ تنها یک کارشناس خارجی به عنوان متخصص در شرکت کار می‌کرد و کلیه کارهای فنی به دست مهندسان و متخصصان ایرانی انجام می‌شد. کارشناسان خارجی، عمدتاً در مرحله نصب ماشین‌آلات، راه‌اندازی خط تولید جدید و آموزش به پرسنل، فعال بودند. در سال ۱۳۴۷ شرکت آزمایش، شش محصول مثل يخچال (۵ مدل)، کولر (۷ مدل)، آبگرمکن (۳ مدل)، تخت خواب فلزی (۲ مدل)، بخاری (۴ مدل) و اجاق گاز (۶ مدل) تولید کرد. بخش قابل توجهی از مواد اولیه این محصولات از جمله کاربراتور و کمپرسور از خارج کشور، وارد می‌شد. در کنار آن، بخشی از وسایل در داخل شرکت تولید می‌شد، بر اساس مطالعه شرکت ملی نفت ایران، حقوق کارکنان آزمایش، چند درصد بیشتر از سایر صنایع و نهادهای دولتی بود. محسن آزمایش این گونه اقدامات مدیریتی را، برای دل گرمی کارکنان صنعتی ضروری می‌دانست؛ تا آنان به تولید بهتر و مطمئن‌تر محصولات داخلی بپردازند. روش وی در اداره شرکت، تأكيد بر مدیریت و نقش آن در اداره کارخانه بود. به مدیران شرکت به اشکال مختلف، پرداخت‌های مالی داشت؛ ماشین، منزل، زمین یا وام برای ساخت مسکن، در اختیارشان می‌گذاشت. گاهی هزینه عروسی آنان را تأمین می‌کرد، در روز عروسی ماشین شخصی خود را با هدایای قابل توجه در اختیار آنها می‌گذاشت.

در چند سال اولی که کارخانه، مورد بهره‌برداری قرار گرفت، نظام‌های تشویقی برای جلب کارگران، وجود نداشت. در مراحل اولیه تولید، آزمایش از طریق برخی از کارکنان، به کارگرانی که دچار مشکل بودند کمک می‌کرد.

در اوایل دهه پنجاه به مدیریت علمی روی آورد. تا پیش از آن، عمدتا، نگرش سنتی بر اداره شرکت حکم فرما بود. اگر در حضور جمع با کارگری برخورد خشونت آمیز می‌کرد، هنگام خروج، وی را صدا می‌زد و از طريق گفتگوی پدرانه و با پرداخت مبلغی پول در رفع سوءتفاهم می‌کوشید. در این واحد نیز همچون برخی از واحدهای صنعتی، یکی از نظامیان بازنشسته با درجه سرهنگی، مدیر تدارکات شرکت بود؛ شاید مدیران امنیتی با این شیوه تا حدودی به کنترل واحدهای کارگری می‌پرداختند.

در سال ۱۳۴۷ کل حقوق پرداختی به کارکنان، شصت میلیون ریال و پیش بینی فروش محصولات، یک میلیارد ریال بود. مزیت شرکت آزمایش، تولید زیاد بود؛ به همین دلیل هنگام خرید مواد اولیه فلزی (حدود شش هزار تن) از تخفیف ۵ تا ۱۰ درصد برخوردار بود. همین مسئله باعث شد که هزینه تولید آن، نسبت به سایر مؤسسات محصولات خانگی، کمتر باشد. در سال ۱۳۴۷ حدود ۲ درصد از تولیدات شرکت به بازارهای شیخ نشین‌های خلیج فارس، کویت و افعانستان صادر می شد. از نظر محسن آزمایش ۴۰ درصد از بازار افغانستان در اختیار محصولات شرکت وی بود؛ اما مشخص نکرده بود که کدام کالای شرکت در این حجم، بازار افغانستان را در اختیار داشت.

در همین دوره برای ارائه خدمات بهتر به خریداران، سرویس ثابت خدمات محصول آزمایش در تهران و سرویس‌های سیار در شهرستان‌ها فراهم شد. در همین زمان، شرکت آزمایش، آموزشگاه حرفه‌ای مجهزی در دست ساخت داشت که می‌توانست سالیانه ۳۳۰ هنر آموز فنی را آموزش دهد. در این آموزشگاه، سرویس‌کاران شرکت نیز آموزش‌های کوتاه مدت می‌دیدند و قادر بودند به نیاز مصرف کنندگان شرکت، پاسخ دهند.

شرکت آزمایش در سال ۱۳۴۸ در نظر داشت به کمک یک شرکت ژاپنی، تلویزیون ۱۹، ۲۱ و ۲۳ اینچ آزمایش را در ۱۵ مدل و ۳ اندازه به محصولات مجموعه‌اش اضافه نماید. او امیدوار بود بتواند مدل ۱۹ اینچ را با قیمت ۹۰۰ تومان وارد بازار نماید و از این طریق، بخشی از بازار تلویزیون را به دست آورد، اما به نظر می‌رسد در این زمینه، موفقیتی نداشت؛ زیرا پس از چند سال تولید این محصول را کنار گذاشت.

این شرکت در سال ۱۳۴۷ از طریق ۴۰۰ نمایندگی به توزیع محصولات خود در تهران و شهرستان‌ها پرداخت. در این سال، تعداد کارکنان شرکت به حدود ۱۰۰۰ نفر رسید. این شرکت، سالیانه بیش از ۲۰ درصد افزایش تقاضای مواد اولیه داشت؛ در حقیقت واردات کالای نهایی به سمت کالاهای سرمایه‌ای و ماشین‌آلات تغییر جهت داده بود؛ همین مسئله، سبب شد، تقاضا برای نیروی انسانی ماهر افزایش یابد. وی استفاده از ماشین‌های خودکار برای تولید کیفی را ضروری و مشکل نیروی انسانی مازاد را با افزایش تولید و تنوع محصول، قابل حل می‌دانست. از نظر وی مشکل اصلی، کمبود مهندسان، متخصصان و کارکنان فنی مجرب بود که قادر به تولید و کنترل این ماشین‌ها باشند و از توقف احتمالی آنها جلوگیری نمایند؛ از این رو، اقدام به اعزام نیروی کار برای گذراندن دوره آموزشی کوتاه مدت به داخل و خارج از کشور نمود. وی معتقد بود صاحبان صنایع ایران باید همچون فیات ایتالیا، جنرال موتورز آمریکا و بنز آلمان هر یک در کنار کارخانه‌های خود، مدارس حرفه‌ای تأسیس نمایند؛ تا مشکل کمبود نیروی انسانی ماهر و سرقت نیروهای متخصص در بین صاحبان صنایع – در دهه چهل و پنجاه – حل شود. این معضلی بود که سیاستگذاران نیز به آن توجه کردند؛ به همین دلیل برنامه‌ریزان، پیش‌بینی نمودند که تا پایان برنامه چهارم (سال ۱۳۵۱) بیش از بیست هزار متخصص و کارشناس جدید نیازمند باشند.

اکثر اعضای هیئت مدیره مثل هوشنگ توکلی، کیوان هزار خانی، حسن اصغرپور، کاظم ملاحاجی و … از مدیران و کارکنان شرکت بودند. سهام آنان در حقیقت متعلق به محسن آزمایش بود. وی در اداره این مؤسسه اقتصادی، تعصب خاصی نداشت؛ به طوری که سیروس فروزش مژاد (از اقلیت های کلیمی) عضو هیئت مدیره و از مدیران شرکت بود. شرکت در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه، سالیانه دوازده هزار اجاق گاز از شش مدل اجاق گاز سه شعله تا شش شعله، بیست و دو هزار دستگاه آبگرمکن نفتی در دو مدل، سی هزار بخاری نفتی – تحت لیسانس شرکت دییو ترم آمریکایی – در چهار مدل، چهل هزار کولر دستگاه در شش مدل ، ده هزار دستگاه یخچال در ۵ مدل و فریزر در دو مدل و شصت هزار دستگاه تلویزیون در ۷ مدل و جمعأ صد و هفتاد و چهار هزار دستگاه، لوازم خانگی تولید کرد؛ با این حال، حجم و نوع تولید – بر اساس مقدار تقاضا – در سال‌های مختلف – تغییر می‌کرد. تعداد پرسنل شرکت در سال ۱۳۵۴ بیش از ۱۳۰۰ نفر بود.

فعالیت‌های شرکت در سال‌های پنجاه به حدی گسترش یافت که مجبور شد بخشی از کارخانه خود را به خارج از تهران منتقل نماید؛ به همین دلیل در سال ۱۳۵۴ مجتمع صنعتی آزمایش در مرودشت شیراز با چهار میلیارد ریال سرمایه‌گذاری شروع به کار کرد. این شرکت سیصد هزار متر زمین خرید و در نظر داشت بخش بزرگی از ماشین‌آلات کارخانه خود را به صورت تمام اتوماتیک در آورد. پیش‌بینی صاحبان شرکت بر آن بود که سرمایه‌گذاری تا هفت میلیارد ریال قابل افزایش است؛ زیر بنای کارخانه نیز چهارده هزار متر پیش‌بینی شده بود و آنان تا پایان سال ۱۳۵۷ امید بهره برداری داشتند؛ اما مشکل کمبود برق، سیمان، آهن، نیروی کار ماهر، محدودیت بنادر و کامیون در زمینه واردات از اوایل سال ۱۳۵۵، همچنین حوادث سیاسی ایران از دی ماه ۱۳۵۶ تا تیر ماه ۱۳۵۸ باعث شد – برخلاف پیش بینی مدیران شرکت – بهره برداری از آن به تأخیر بیفتد.

محسن آزمایش در نظر داشت در مجتمع صنعتی مرودشت، یک میلیون و چهارصدهزار دستگاه، وسیله خانگی اعم از یخچال، کولر، اجاق گاز، بخاری، تلویزیون رنگی، آبگرمکن، لباس شویی و ظرفشویی تولید نماید. بیشترین محصول شرکت در ۵ نوع کالا برآورد شده بود که عبارت بودند از: چهارصد هزار يخچال، دویست و پنجاه هزار اجاق گاز، دویست هزار بخاری، کولر و تلویزیون رنگی هر کدام، صد و پنجاه هزار دستگاه. شرکت انتظار داشت ۱۵۰۰ نفر در مجتمع صنعتی مرودشت مشغول به کار شوند؛ همچنین در نظر داشت در کنار کارخانه، یک مجتمع آموزشی وسیع با هزینه دویست میلیون ریال تأسیس کند و ۵۰۰ دانش آموز آن با هزینه بنیاد آزمایش در آن، تحصیل نمایند؛ مکان آن نیز به صورت دائمی وقف آموزش گردد. در همین زمان در کارخانه آزمایش تهران، هنرستانی وجود داشت که در آن، حدود ۱۰۰ هنرجو به صورت شبانه‌روزی مشغول آموزش نظری و عملی بودند، که در سال سوم تعداد این هنرجوها به ۳۰۰ نفر رسید.

کروینالا، مشاور خارجی شرکت در مرودشت، امیدوار بود که محصولات کارخانه به علت استفاده از تکنولوژی برتر، از کیفیت بالاتر و قیمت کمتری – نسبت به محصولات مشابه – برخوردار باشد. از آنجا که تولیدات شرکت بیش از مصرف داخلی، مرغوب و ارزان بود، قرار شد بخشی از آنها به کشورهای عربی همسایه، صادر شود.

محسن آزمایش از زمان تشکیل سندیکای کارخانجات سازنده وسایل خانگی صنعتی ایران در سال ۱۳۴۲ در آن فعالیت داشت و دوره اول و دوم از اعضای هیئت مدیره آن بود. وی به علاوه بر کارخانه آزمایش – در شهر صنعتی ساوه، شرکت فابیست را در اوایل دهه پنجاه تأسیس و به تولید پنل های پیش ساخته (ورق های بلند) اقدام کرد. از محصولات این کارخانه برای ساخت کارخانه آزمایش مرودشت نیز استفاده می شد.

در سال ۱۳۵۸ کارخانه محسن آزمایش نیز به سرنوشت سایر واحدهای صنعتی بزرگ دچار شد. سه شرکت وابسته به آزمایش در تهران، مرودشت و ساوه مشمول بند «ج» قانون حفاظت از صنایع ایران شد. وی یک سال پس از ملی شدن کارخانه‌هایش برای زندگی به سوئیس رفت. در زمان انقلاب به او نیز اتهام خروج ارز از کشور را زدند. نهادهای دولتی – مثل سازمان صنایع ملی، کنترل و مدیریت کارخانه او را در دست گرفتند. پس از چند سال، سایر نهادهای دولتی و شبه دولتی مثل سازمان خصوصی سازی و صندوق بازنشستگی – از سهامداران بزرگ شرکت شدند.

با وقوع انقلاب، برخی طرح‌های در دست اقدامی که متوقف شده بود، دوباره فعال شد. در تابستان ۱۳۶۳، طرح‌های تولید آزمایشی کولر پرتابل، ماشین لباس شویی، الكترو موتور و الکتروپمپ در شرکت آزمایش به بهره برداری رسید. در همین سال، شرکت برای نوسازی، اقدام به مدرنیزه کردن قسمت های قالب سازی، پرس کاری، پلاستیک و برش کاری از طریق خرید تجهیزات از ایتالیا نمود. فعالیت تولیدی آن تا اوایل سال ۱۳۸۰ تا حدودی، رونق داشت کالاهای تازه‌ای مثل انواع یخچال ساید۔ بای ساید، فریزر بدون برفک (بدون استفاده از گاز مخرب لایه اوزن و با همکاری لیبهر آلمان)، شومینه گازی (با همکاری والور انگلیس)، ماشین لباس شویی (در چندین مدل)،

جارو برقی، الکتروپمپ تخلیه ماشین لباس شویی، آب میوه گیری، واتر پمپ کولر و… را به بازار عرضه نمود. این کارخانه ضمانت محصولات خود را از ۱۲ ماه به ۳۰ ماه افزایش داد و از طریق تعاونی‌ها و ۱۳۰ فروشگاه زنجیره‌ای به توزیع آنها پرداخت. تا چندین سال، کار صادرات یخچال، فریزر، بخاری و آبگرمکن آن به کشورهای عمدتاً همسایه ایران، مثل آذربایجان، افغانستان، گرجستان و تانزانیا ادامه داشت.

پس از انقلاب، گروه‌های ذی نفوذ متعدد، در قالب انجمن اسلامی کارکنان، شورای اسلامی کار، پایگاه مقاومت بسیج، تعاونی مسکن، مصرف و صندوق قرض‌الحسنه در کارخانه تأسیس شدند. این نهادها گاهی به عنوان حامیان منافع جمع – یا گروه خاص – ایفای نقش می‌کردند؛ گرچه از دهه هفتاد به بعد از اقتدار آنان کاسته شد.

معضلاتی با مدیریت دولتی از جهت مازاد نیروی انسانی، بدهی و زیان انباشته، گریبان‌گیر کارخانه شده بود، پس از پایان جنگ، دولت بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را به بخش خصوصی واگذار کرد. فعال شدن بورس در سال ۱۳۶۸، زمینه واگذاری آن را به بخش خصوصی اوایل سال های هشتاد فراهم کرد. زیان انباشته شرکت در سال ۱۳۸۳ حدود دوازده و نیم میلیارد تومان بود که با توجه به زیان سال‌های پیش از آن، هر سهم ۱۶۰ تومان، جمعاً سی و پنج میلیارد تومان بود. برای همین، شرکت اقدام به فروش برخی از زمین‌های خود نمود تا جلو زیان بیشتر را بگیرد. صاحبان و مدیران جدید، کارخانه را به شهرک صنعتی سمنان انتقال دادند؛ همچنین اقدام به تأسیس شرکت هلدینگ و چند شرکت در زمینه بسته بندی، خدمات پس از فروش‌ها دکو و… نمودند. با این وجود، مدیران بخش خصوصی که کارخانه را خریده بودند، موفقیتی در توسعه شرکت نداشتند؛ آنان اقدام به اخذ وام از بانک ها نمودند؛ اما شرکت در کمتر از ۵ سال نتوانست بدهی‌های خود را بپردازد و مجبور به استمهال بدهی‌ها گردید؛ در نتیجه، شرکت آزمایش به علت عدم شفافیت از تالار بورس کنار گذاشته شد. در سال ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ برخی از دارایی های خود را فروخت و برخی پرسنل کارخانه مرودشت و تهران را بازخرید کرد تا بتواند بدهی های خود را بپردازد. پرسنل مرودشت در خرداد ۱۳۸۸ از حدود ۱۴۰۰ نفر به ۱۶۰ نفر کاهش یافتند و (۹۳۱ نفر در نیمه دوم سال ۱۳۸۳ در طرح پیش از موعد صنایع بازنشسته شدند.) و کارخانه نیمه تعطیل فعالیت داشت. چند تن از صاحبان فعلی شرکت آزمایش در دادگاه محکوم شدند و سرنوشت کارخانه آزمایش، پس از نیم قرن در آستانه اضمحلال قرار گرفت.)

محسن آزمایش از ازدواج اولش فرزندی نداشت؛ در سال ۱۳۳۷ به پیشنهاد همسرش با یکی از خویشاوندان ازدواج کرد. حاصل ازدواج با فرزانه سیمین پور، پسری به نام امیر مسعود (متولد ۱۳۳۹) و سه دختر به نام مژگان (متولد ۱۳۴۰)، نادی (۱۳۴۴) و نازنین (۱۳۴۹) بود. پسرش پیش از انقلاب، مشغول تحصیل بود؛ بنابراین در فعالیت های صنعتی پدر شرکت نداشت؛ همچنین هیچ کس از برادران محسن آزمایش در کارخانه‌اش با وی همکاری نداشتند.

محسن آزمایش در دوران چهل ساله فعالیت اقتصادی‌اش، (تا سال ۱۳۵۷) روزی بیش از ۱۰ ساعت کار می‌کرد. آرزویش این بود که کارخانه‌اش، یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید کننده لوازم خانگی باشد که ۲۰۰ تا ۳۰۰ نوع محصول با کیفیت و ارزان تولید کند. همچنین صاحبان سرمایه، پولشان را به جای بورس بازی و سرمایه گذاری در زمین، صرف فعالیت‌های صنعتی نمایند. او در سال ۱۳۴۷ گفت: اگر در این محیط، جوانی بی‌سواد با ایمان و پشتکار خود به چنین موفقیت‌هایی دست یافته است، آیا دیگران، به خصوص تحصیل کرده‌های ما، نخواهند توانست از این همه موهبت برخوردار گردند و شاهد پیروزی را در آغوش گیرند؟ سال‌های آخر زندگی آزمایش، سرشار از یأس و رنج بود. چهار فرزندش در سوئیس درس می‌خواندند. (سال ۱۳۵۷) امیر مسعود، بزرگترین آنها ۱۸ ساله و نازنین، کوچکترین آنها، ۸ ساله بود. فقدان در آمد، کار، هزینه بالای زندگی، بیماری و پیری در خارج از کشور، وضع روحی او را به شدت متأثر کرده بود رفتار پدر سالارانه در کشور آزاد سوئیس، فضای درون خانواده را خشن‌تر کرده بود. مردی که عمری بر پای خود ایستاده بود و زندگی بیش از ۲۰۰۰ خانوار از طریق کارخانه‌اش تأمین می‌شد، اکنون محتاج خانواده‌اش بود. تنش‌های درون خانواده به جدایی از همسرش منجر شد. (سال ۱۳۶۶) همسر اولش نیز در ایران زندگی می‌کرد. پنج سال آخر زندگی آزمایش در کنار بیماری، بیشتر به یک تراژدی شبیه بود. مردی که از کودکی تکیه گاه دیگران بود، اکنون وابسته به دیگران شده بود. و چیزی از درون روحش را متلاشی می‌کرد. در سال‌های آخر، پسرش تنها تکیه گاه و همزبان او در کشور عربی مراکش بود. سرانجام، محسن آزمایش، کارآفرینی که ۱۴ سال از کارخانه و حاصل زندگیش جدا شده بود، در غربت و در شهر رباط مراکش درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.

منبع: کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران

گردآورندگان: فریدون شیرین کام- ایمان فرجام نیا

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.