درباره علی‌اکبر رفوگران

 

اولین فرد موفق که در این وبلاگ معرفی‌ می‌شوند؛ جناب آقای علی اکبر رفوگران؛  مؤسس کارخانه‌های خودکار بیک، مداد سوسمار و عطر بیک هستند. با مطالعۀ اشعار و کتاب‌هایشان و در ادامه بررسی نامه‌هایی که در وصف شخصیت و آثارشان نوشته شده بود، تصمیم گرفتم با کسب اجازه از ایشان، تمامی اشعار و نوشته‌هایشان را گردآوری کرده و در این وبلاگ ارائه نمایم. یادداشت‌هایی که عمری تجربه و موفقیت را با زبانی ساده و شیرین عرضه می‌دارد و به طرز غریبی در دل انسان می‌نشیند و می‌توان گفت آثار ایشان بخشی از تاریخ زندگی امروز ماست.

برای اینکه دلایل این تصمیم من برای شما خوانند‌ۀ گرامی روشن شود، تنها چکیده‌ای از توصیف‌ها و برداشت‌های دوستان و مصاحبان جناب آقای رفوگران را که همه‌ی آنها افراد صاحب نام، صاحب قلم و موفق در زمینه‌های کارآفرینی، تجارت، دانش و هنر هستند را عیناً نقل می‌کنم.

 

پروفسور سید حسن امین:

استاد علی‌اکبر رفوگران از چهره‌هاي نام آشناي کارآفرين کشور و از کنشگران موفق عرصة اقتصاد و صنعت است که دستي هم به قلم دارد و مکنونات ذهني خود را به قلمی روان و بی‌عیب به نظم و نثر بر قلم مي‌آورد. از او تاکنون چندين کتاب از جمله خاطراتش در قالب «يادي از بودها» يا اشعار برگزيده‌اش از گنجينه ادبيات منظوم با نام «نمک کلام» منتشر شده و همه با استقبال مخاطبان روبه رو شده‌اند. مريزاد دستي که انگور چيد.

(به نقل از روزنامه اطلاعات، مورخ 23 خردادماه 96)

 

دکتر علیقلی محمودی بختیاری:

سخن بر سر داستان «آبجي جميله» است که به خامة ريزنگار و انديشة ژرف‌بين استاد علياکبر رفوگران رخ نموده است.

نويسندة داستان -شايد هفتاد سال پيش- با «آبجي جميله» هفتاد، هشتاد ساله گفتگو کرده است. نوجواني نوخاسته با «سياهي کهن سال» به گفتگو مي‌نشيند و بهرة آن گفتگو را در نهان‌خانة ذهن خود نگه مي‌دارد تا پس از پيرامون هفتاد سال، آنها را از نهان‌خانه ذهن بيرون مي‌کشد و به روي کاغذ مي‌آورد، داستاني آموزنده و پندآميز.

(بخشی از مقدمه‌ی کتاب “آبجی جمیله” که بزودی منتشر خواهد شد و همزمان بر روی وبلاگ قرار خواهم داد)

 

بانو سیما هدایت:

(برادرزادۀ صادق هدایت) در قسمتی از نامۀ خود خطاب به ایشان نوشته‌اند:

” به شما نگاه می‌کنم و می‌دانم آنچه در چشمان آرامتان موج می‌زند، خود هرگز ندیده‌اید، اگر چه سکوت را شکستید ولی هنوز حرف‌های ناتمامی برای گفتن دارید.

… می‌دانم که پاکی و صداقت شما ای مرد خودساخته، هرگز از خاطرم محو نخواهد شد. هر آنچه هستید بمانید تا شاید روزی تشنه‌ای از برکه‌ی درستی و پاکی شما وامی دیگر بستاند.”

 

استاد حسین صادقی:

که بحق پدر صنعت مبل ایران، طراح چیره دست مبل و نقاش قابلی نیز هستند درباره آثار ایشان نوشته‌اند:

” به قول هنرمندان موسیقی که اصطلاح صدای مخملی را به کار می‌برند باید بگویم آثار شما مخملی است”

 

استاد عطا نصیری:

“دوست عزیز و فاضلم جناب آقای علی‌اکبر رفوگران به معنای واقعی کلمه مایه‌داری پرمایه است و تجربیات و یادداشت‌هایش سرمایه نسل آینده‌ساز و جوان ماست چرا که به حکم عقل باید از جایی آغاز کرد که دیگران به انجام رسانده‌اند”

 

دکتر محمود معینی:

“در اولین برخورد با این بازرگان موفق، فروتنی و تواضع ویژه‌اش بسیار جلب نظر می‌کند، ولی دیر نیست که ورای این برخورد فروتنانه، از عشق و علاقه صمیمانه‌اش به ادب و هنر فارسی آگاه می‌شوید، کمی که زمان گذشت و روابط دوستانه‌تر شد با “طنز” شیرین رفوگران آشنا می‌شوید. رفوگران زندگی را با طنزش می‌پسندد و با آن زندگی می‌کند، طنز آگاهانه و دلنشین اکبر همراه با طبع شعر و شناختی که از شعر و ادب فارسی دارد مخاطب را سخت مجذوب می‌کند و به حیرت وا می‌دارد که این همان اکبر رفوگران بازرگان و تولید کنندۀ مشهور است یا شاعر طنّاز و نکته‌دان فهیمی که تجارت و اقتصاد در واقع بخش اول در حج زندگانی او نیست.”

 

دکتر محسن فرشاد:

“شیوۀ نگارش مطالب نشان می‌دهد که شما نه تنها بازرگان و صنعتگر موفقی هستید بلکه شاعر و نویسندۀ توانایی نیز به شمار می‌روید.”

 

دکتر ابوالقاسم تفصلی:

“وقتی کتاب شما را گشودم تا نظری بر آن بیندازم آنچنان مجذوب نثر روان و ساده و خاطرات قصه‌گونه شما و دیباچه خوش نوشته آن شدم که کارهای دیگر را کنار گذاشتم و دو شبه آن را به پایان بردم.”

 

دکتر حسین آسیم:

“کتاب‌های شما چنان جذاب و خواندنی بودند که تا به دست گرفتم ناتمام کنار نگذاشتم، به حق قلمت روان و شیواست و خواننده شیفته و جستجوگر را چنان با خود همراه می‌برد که او خود را در دل ماجراها می‌یابد و چنان تحت تأثیر وقایع قرار می‌گیرد که گاه چون کودکی به خنده می‌آید و گاهی اشک تأثر بر دیدگان می‌ریزد”

*******************************************************************************

نوشته‌های فوق تنها بخش کوچکی از نظرات افراد اندیشمندی است که در قالب نامه برای جناب آقای رفوگران ارسال شده و من با افتخار در تلاشم تا وسیله‌ای باشم برای انتقال آثار و تجربیاتی که آگاهانه و با وسواس از روزهای پر نشیب و فراز زندگی خود به قلم آورده‌اند و دیگران را از حاصل آموخته‌های خود محروم نکرده‌اند. امید که سال‌های طولانی در صحت و عزّت و سلامت باشند.

برای آشنایی بیشتر با ایشان می‌توانید به بخش زندگینامه علی‌اکبر رفوگران، در صفحه اول وبلاگ مراجعه نمایید.

3 comments

  1. کارآفرین،
    دقیق ترین و بهترین توصیفی که میشه از ایشون داشت. داستان شروع کارش رو دوست دارم بخونم. میخوام بدونم زمانی که شروع کرد به تولید خودکار ، وضعیت بازار و فرهنگ تولید و تجارت چطوری بود.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.