زندگینامه



محمدحسین کازرونی متعلق به نسلی از فعالان اقتصادی ایران می‌باشد که در فاصله سال‌های ۱۲۷۰ تا ۱۳۵۷ در حوزه تجارت و نساجی اصفهان حضوری فعال داشتند. وی دل در گرو استقلال اقتصادی و توانمندسازی ایران داشت و همگام با سایر مشروطه‌خواهان جهان نقش بسزایی در تأمین مالی و همراهی با آزادی‌خواهان ایفا کرد.

محمد حسین کازرونی، فرزند محمدجعفر حدود سال ۱۲۳۱متولد شد. از نوجوانی به کار و تجارت پرداخت و حدود ۲۰ سال در بوشهر به فعالیت اقتصادی مشغول بود. پس از آن به اصفهان رفت و ساکن آن شهر شد. بنا بر قول سیدرضا میرمحمدی صادقی، کازرونی در بازار اصفهان، ریسمان فروش بود.

در سه دهه آخر قرن ۱۹ صادرات نساجی روسیه و انگلیس به ایران به شدت افزایش یافت. قسمت عمده واردات پارچه از پنبه و چیت بود. روسیه سخت می‌کوشید سهم بیشتری در بازار نساجی ایران به دست آورد. صنعت پارچه‌بافی ایران که عموماً کارگاهی، خانگی، غیر ماشینی، دستی و کوچک بود، بر اثر افزایش واردات در خطر نابودی قرار گرفت؛ از این رو، بسیاری از اصلاح گران و نوگرایان ایرانی احساس خطر کردند. آنان با نوشتن مقاله، کتاب، نامه و تأسیس شرکت به مبارزه با این روند پرداختند. ایرانیان پس از ناکامی‌های نظامی در دوران فتحعلی شاه، در ۵۰ سال بعد، به اشکال گوناگون سعی در جبران این شکست کردند. مبارزه آنان به شکل مخالفت با مصرف برخی از کالاهای اروپایی و استفاده از کالاهای داخلی، مثل پارچه ایرانی بروز پیدا کرد. ماجرای تحریم تنباکو برای مبارزه با انحصار شرکت‌های خارجی (در اواخر دوره ناصرالدین شاه) و تشکیل شرکت‌های مختلف با هدف دفاع از تولیدات داخلی، شکل‌هایی از این مقاومت در برابر ناکامی‌ها بود. به نظر می رسد آنان تصور می‌کردند علت تحول و موفقیت ژاپن به خاطر این قبیل تحریم کردن‌ها بوده است.

جنبش حمایت از تولیدات ملی با حمایت‌های محمد شاه و امیرکبیر از تولید کنندگان ایرانی تشکیل شد و ده سال پیش از مشروطه در ایران، این جنبش گسترش یافت. مدافعان آن، کاهش وابستگی به کالاهای غربی و استقلال اقتصادی را تبلیغ می‌کردند. این جنبش در ابتدا، توسط تنی چند از تجار، روشن‌فکران و روحانیون نوگرا در اصفهان و با همراهی نشریات نوگرای ایرانی در هندوستان، استانبول و… آغاز شد. مجدالاسلام کرمانی به یاری سید جمال واعظ، ملک‌المتکلمین و میرزا علی جناب، انجمنی به نام انجمن شرقی تشکیل که هدفش بی‌نیازی از کالاهای خارجی – خصوصا نساجی-  بود.

در همین زمان، محمد حسین کازرونی، انجمن اسلامی را برای ترویج پارچه‌های وطنی تأسیس کرد. در نتیجه این اقدامات، زمینه تشکیل یک شرکت ملی برای بی‌نیازی از کالاهای خارجی فراهم شد و در سال ۱۲۷۷، شرکت اسلامیه اصفهان با 150000 تومان سرمایه اولیه شروع به کار کرد. دستگاه‌های پارچه‌بافی متعددی بر پا شد و این، مقدمه‌ای برای ورود صنعت جدید بافندگی در اصفهان بود.

ریاست شرکت اسلاميه بر عهده محمدحسین کازرونی بود. این شرکت در بدو تأسیس در ۱۷شهر مشهد، شیراز، رشت، تبریز، کاشان، سنندج و… شعباتی تأسیس کرد با این حال، به نظر می‌رسد شرکت اسلامیه با وجود تعیین نمایندگانی در شهرهای مختلف، موفقیتی در افتتاح نمایندگی‌ها نداشت. به نظر می‌رسد عواملی مثل وجود اختلاف بین تجار مدافع تولیدات داخلی و تجار وارد کننده، مخالفت شرکت‌های خارجی و نمایندگان آنها، محدودیت‌های مختلف در زمینه تولید، دانش و تکنولوژی، همچنین رقابت محمد علی میرزا ولیعهد در تبریز با عمویش ظل‌السلطان (به عنوان حامی شرکت اسلامیه) نقش مؤثری در عدم موفقیت شرکت اسلاميه داشت.

در سال ۱۲۷۷، محمد حسین کازرونی با همکاری حاجی آقامحمد قزوینی، حاج محمد علی تبریزی، محمد مهدی سمسار و محمد صالح عرب در اصفهان، کمپانی مسعودیه را تأسیس کرد. فعالیت این شرکت در زمینه تجارت و صرافی بود.

همزمان با جنبش مشروطه، کازرونی هم به مشروطه خواهان پیوست. انجمن ولایتی اصفهان که در حقیقت ستاد مشروطه‌خواهان اصفهان بود به همت وی، سید حسن مدرس و میرزا حبيب‌الله امین‌التجار بنیان نهاده شد. وی تا حدود زیادی مخارج نهضت مشروطه اصفهان را تأمین می‌کرد و پس از مشروطه، نقش فعالی در طرح تأسیس بانک ملی ایران در مجلس اول داشت.

عطاء الملک دهش در سال ۱۳۰۲ اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی مدرن در اصفهان را تأسیس کرد. این کارخانه، وطن نام داشت و در نزدیکی پل خواجو به بهره‌برداری رسید. عطاءالملک چون سرمایه کافی برای راه اندازی کارخانه نداشت، با حاج محمد حسین کازرونی شریک شد. بعدها بين دهش و کازرونی اختلاف رخ داد و منتهی به محکمه تجارت گردید. مدتی بعد کارخانه دهش سهام خود را به کازرونی فروخت.

در آن زمان برای تشویق مردم به مصرف پارچه‌های داخلی از جمله کارخانه وطن این شعر تبلیغ می شد:

بهر تو لباس وطن ای دوست نکوست

آن جامه که از عدوست شایسته اوست

محمدحسین کازرونی، پیوسته مورد تشویق رضاشاه قرار می‌گرفت. رضاشاه علاوه بر اعطای وام به کارخانه، دستور داد برای ترویج پارچه‌های وطن و پارچه‌های دستباف از محصولات داخلی استفاده نمایند. اولین باری که رضاشاه، سر تا پای خود را با لباس وطن پوشاند، روز سلام تاج‌گذاری وی (اردیبهشت ۱۳۰۹) بود. در آن روز به محمدحسین کازرونی گفت؛ همین طور که می‌بینید لباس خود را از پارچه وطن تهیه کرده و به کلیه صاحب منصبان هم دستور داده‌ام لباس وطن بپوشند. آرزومندم رفته رفته، کارخانجات کشور و پارچه‌بافی رونق بیابد و احتیاجات مملکت در کشور تأمین گردد.

کارخانه وطن به تدریج توسعه پیدا کرد. در اواخر سال ۱۳۱۷ با تأسیس شرکت سهامی صنایع پشم توسط سید حسین دردشتی، محمد هراتی و علی همدانیان و تعداد ۴۵۰ سهامدار کوچک،  شرکت به دلیل بدهی تصمیم گرفت شرکای تازه‌ای به شرکت اضافه کند با فروش سهام به برادران محمد و محمدجعفر کازرونی ترکیب هیئت مدیره تغییر کرد و محمدجعفر کازرونی به ریاست هیئت مدیره انتخاب و علی همدانیان به سمت نائب رئيس دوم انتخاب شد. کنترل مدیریت و مالکیت کازرونی بر کارخانه وطن، همراه با عواملی مثل حمایت‌های دولتی، خریدهای بزرگ دولت از کارخانه، در کنار محدودیت واردات، سبب گسترش تولیدات آن شد و پس از مدتی پارچه‌های آن شهرت به سزایی یافت.

کازرونی علاوه بر فعالیت اقتصادی در تأسیس نهادهای کارفرمایی نیز مشارکت داشت. حاج محمد حسین کازرونی به همراه حاج سیدعبدالكريم محمودیه، حاج میرزا حسن اعتماد التجار، حاج عبدالعلی فیض، حاج میرزا آقامعین امین، میرزا حسن سلطانی، سید جواد کسایی، محمد کاظم منتقالی و تعداد دیگری از تجار در سال ۱۳۱۰ شمسی، اقدام به تأسیس اتاق تجارت اصفهان کرد.

سر انجام محمد حسین کازرونی پس از ۶۵ سال فعالیت اقتصادی در شهرهای بوشهر و اصفهان در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۱۱ در ۷۰ سالگی در اصفهان درگذشت.

منبع: کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران

گردآورندگان: فریدون شیرین کام- ایمان فرجام نیا