زندگینامه

محمدتقی برخوردار

۱۳۹۰ – ۱۳۰۳

نام برخوردار، یادآور محصولات نوین صنعتی مثل رادیو، تلویزیون، پنکه، باتری، لامپ، فرش و ده‌ها کالای صنعتی می‌باشد که در افزایش رفاه هزاران ایرانی و تغییر سبک زندگی آنها، نقش فراوان داشته است. وی از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۶ (۳۸ تا ۵۳ سالگی) با مشارکت سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی به تأسیس کارخانه‌های متعدد پارس‌الکتریک، باتری پارس، پارس توشیبا و لوازم خانگی پارس اقدام کرد و در طی ۱۵ سال توانست مدیریت و مالکيت کارخانه‌ها را به کارکنان ایرانی منتقل نماید.

شرکت خانوادگی برخوردار – به عنوان یکی از بنگاه‌های خانوادگی- تا پایان حیات حاج محمد حسین برخوردار فعال بود. حاج محمدتقی از سال ۱۳۳۶ تا سال ۱۳۵۷ این شرکت را به صورت مستقل اداره می‌کرد. سه نسل از خاندان برخوردار بین سال‌های۱۲۸۰ تا ۱۳۵۷در این شرکت -به عنوان یک مؤسسه اقتصادی- فعالیت داشتند.

حاج محمد تقی برخوردار سال ۱۳0۳در یزد به دنیا آمد. در دوره دانش‌آموزی، روزنامه بسیاری مطالعه می‌کرد؛ این سنت را بعدها – در اوج فعالیت تجاری و صنعتی‌اش- نیز برای آگاهی از حوادث و تأثیر آن بر تجارت حفظ نمود.

از نوجوانی، پشتکار، صبر و شکیبایی بسیار داشت. در همین دوران، پدرش از یکی از تجار اصفهان، طلبکار بود. حاج محمد تقی را برای وصول طلب به اصفهان فرستاد. او مدت چند روز، بدون این که عصبانی شود، با صبر و خنده‌رویی در حجره بدهکار حاضر می‌شد؛ تا این که توانست طلب پدرش را بگیرد و به یزد باز گردد. وی اولین آموزش‌های عملی را از همین طریق آموخت.

به روایتی در سال ۱۳۲۱، دیپلم گرفت. در همین زمان به همراه برادر بزرگش، حاج محمدمهدی، از طریق کویت به سفر حج رفت. پس از بازگشت به بهانه ادامه تحصیل به تهران آمد و در همان جا مشغول کسب و کار شد. از خدمت نظام وظیفه نیز معاف شد. حاج محمد حسین با اقامت پسرش در تهران مخالف بود؛ زیرا می‌ترسید فضای سیاسی و اجتماعی پایتخت، در اعتقادات دینی پسرش اثر منفی بگذارد. ورود به تهران؛ ارتباطات منظم با طرف‌های اروپایی، آمریکایی و ژاپنی در طی ۲۰ سال فعالیت تجاری – تغییری در اعتقاد دینی وی پدید نیاورد.

حاج محمد تقی از ۲۲ سالگی، کالاهای زیادی مثل برنج، نخ، رنگ، چای، شکر، پسته، کاغذ، باطری، رادیو، ساعت، ماشین حساب، پنکه، پارچه، لیوان، سم د.د.ت، هیدرو سولفیت، و… را از چند شرکت خارجی یا نمایندگان داخلی آنها، وارد و توزیع می کرد. او به عنوان یک واردکننده به نوسانات قیمت کالا و ارز توجه خاصی داشت. سعی می‌کرد اجناس را با هزینه و قیمت پایین‌تر وارد کند، همیشه در تلاش بود تا کالاهای وارداتی را سریع از گمرک ترخیص و توزیع نماید. وضع خرید سایر تجار را مورد توجه قرار می‌داد، اجناس را زیاد در انبار نگاه نمی‌داشت تا سرمایه اش راکد نماند؛ در عین حال می کوشید آنها را به گونه‌ای عرضه کند که قیمت کالا یک باره، کاهش پیدا نکند و بنکدارها و توزیع‌کنندگانی که از او خریداری می‌کردند، متضرر نشوند. به تأثیر سیاست و جنگ بر بازارهای داخلی و بین‌المللی توجه داشت. محور مدیریتش تكیه به نیروی انسانی توانا و جستجوی افراد امین – خصوصاً یزدی- برای تجارت خانه‌اش بود. نیروهای سهل‌انگار و ناتوان را سریع برکنار می‌کرد. به مشتریان معتبر و خوشنام توجه می‌کرد و به آنها تخفیف ویژه می‌داد. امور تجاری را حتی در تعطیلات عید دنبال می‌کرد.

پس از جنگ جهانی دوم به تجارت کشورهایی مانند آلمان و ژاپن -که کالاهای ارزان‌تر عرضه می‌کردند. تمایل بیشتری داشت. در ۲۴ سالگی به فکر افتاد دفتری در آمریکا اجاره کند. در تجارت به ویژه با آمریکایی‌ها دقت خاصی داشت. هنگام تجارت با مشتریان داخلی، تعصب، روی موقعیت افراد از نظر مذهبی و طبقاتی نداشت. خرید نقدی کمتر انجام می‌داد. گاهی سفته‌های مدت‌دار را برای تأمین نقدینگی با بهای کمتر می‌فروخت و گاه صدی، هیجده از بازار می‌گرفت. در ۲۲ سالگی تجارت آنچنان برایش مهم شد که به پدرش پیشنهاد داد زمین‌های نامرغوب کشاورزی را بفروشند و در تجارت، سرمایه‌گذاری کنند.

بر رعایت اصول اخلاقی در کار اصرار داشت. متناسب با شرایط و بدون محدود شدن در شکل و فرم، تصمیم می گرفت. در همان سالهای اول، یک کارپرداز انگلیسی، آگاه به زبان فارسی استخدام کرد و تجارت خانوادگی‌اش را از هند، به سمت اروپا گسترش کرد؛ به طوری که پس از ۲ یا ۳ سال، مکاتبه تجاری با هند به کمترین حد خود رسید. پشتکار و تحرک در تجارت برای جوان ۲۲ ساله‌ای همچون او شگفت‌آور به نظر می‌رسد. اکثر مواقع تا ساعت ۹ شب کار می‌کرد. گویی تجارت با شخصیتش آمیخته شده بود. در صدها نامه تجاری که در بحرانی‌ترین شرایط تاریخی ایران- نوشته شد هیچ وقت حتی در یک کلمه به نفع یا علیه گروه یا جریانی خاص، سخن نمی‌گفت، تنها اثر آن را بر بازار، قیمت کالا و ارز تحلیل می‌کرد. این امر از ویژگی‌های منحصر به فرد او بود، که در تمام دوران زندگی حفظ شد. همه غرایز وجودی او از جمله جوانی، لذايذ گوناگون، تفریح و… در کسب و کار جذب شده بود.

سال ۱۳۲۴ هنگامی که ارتش آمریکا، ایران را ترک می کرد، اقدام به فروش ماشین و بسیاری از وسایل خود نمود؛ برخوردار، مقداری از این کالاها را – که عموماً ارزان تر از محصولات سایر کشورها بود خریداری کرد؛ در همین حال به پدرش نیز پیشنهاد کرد که مقدار بیشتری از آن وسایل را بخرد؛ زیرا فرصتی پیش آمده بود تا به مبادله اجناسی بپردازد که تا آن زمان در تجارت‌خانه پدرش، ندیده بود. این تجربه موفق، شهامت ورود او را به حوزه‌های جدید بیشتر کرد.

حاج محمد تقی اقدام به ورود چای، رنگ، نخ، مس و صدور پسته، حنا، بادام و زیره کرد. کارهای گمرکی، بانکی، اتاق تجارت، وزارت دارایی، تخلیه، ارسال کالا و مکاتبات مربوطه را انجام میداد. احتمالا در سال ۱۳۲۸ (۲۵ سالگی) کارت بازرگانی‌اش را دریافت کرد و از همین طریق توانست بر حسب علايق مستقل خود -در کنار فعالیت‌های تجاری پدر کار کند. مرکز ثقل کالاهای تجاری پدرش، اقتصاد کشاورزی بود؛ اما حاج محمدتقی، نمایندگی کالاهای بادوامی مانند رادیو، پنکه، يخچال، ماشین حساب و باطری را به دست آورد. حاج محمدحسین نسبت به واردات رادیو – با وجود مخالفت روحانیون سنت‌گرا- اعتراضی نکرد. تا آن زمان، حاج محمد تقی در تجارت‌خانه پدر تجربه‌ای غیر از کالاهای کشاورزی نداشت؛ تا این که با کار کردن در تجارت‌خانه حکیم‌زاده، نحوه واردات کالاهای بادوام را آموخت. او در این عرصه در مقایسه با کالاهای کشاورزی، چشم‌انداز وسیعی را مشاهده کرد. ویژگی اکثر کالاهای کشاورزی، حجیم بودن، بی‌ثباتی، بازدهی کم، نیاز به انبارهای بزرگ و هزینه بالای حمل و نقل می‌باشد اما در تجارت کالاهای صنعتی مدرن، روابط کاری، تعریف شده است؛ قابلیت پیش‌بینی، وجود دارد؛ محصولات و فروشندگان، متنوع و شیوه‌های توزیع، در حال تحول هستند.

اوج فعالیت اقتصادی او از سن ۳۸ تا ۵۴ سالگی بود. این دوره با فوت پدرش و سرمایه گذاری مشترک او با چند شرکت آمریکایی شروع شد. بر خلاف دیگران خود را مستقیما با فعالیتهای جزئی صنعتی، درگیر نمی کرد. برای انجام یک پروژه، بیشترین تلاش را در پیدا کردن فردی مناسب به کار می برد. پس از آن مسئولیت اداره امور را به مدیران حرفه ای واگذار می کرد و خود، امور کلی را از طریق جلسات هیئت مدیره، پیش می برد. الگوی اداره واحدهای صنعتی، تاحدی دستش را باز می کرد که خود، پروژه های توسعه صنعت را پیش ببرد. در تمام ۱۵ سالی که فعالیت صنعتی داشت، دفترش در محل شرکت تجاری تهران الکتریک بود. در همین دوره فعالیت تجاریش، بسیار گسترش یافت. پس از چند سال، از فعالیت تجاری یک کالای خارجی، به تولید آن روی می آورد. ساعت سیکو، تنها یکی از نمایندگی هایش بود. در طی چند سال توانست ۲۰ درصد از بازار ساعت را در دست بگیرد؛ بر همین اساس از سال ۱۳۵۴ طرح تولید ساعت دیواری را شروع کرد.

از طریق شرکت های مهندسی و بازرگانی پارس، پارس الکترونیک و رویال الکتریک، مسئولیت نمایندگی کمپانی های خارجی و توزیع محصولات شرکت های صنعتی خود را در ایران انجام می داد. شرکت بازرگانی تهران الکتریک، در سال ۱۳۴۷تأسیس شد؛ سرمایه اولیه آن، صد و پنجاه میلیون ریال بود؛ در اواسط دهه پنجاه، به نهصد میلیون ریال رسید. از طریق همین شرکت (تا سال ۱۳۵۸) بخش عمده ای از فعالیت های وارداتی خود را در زمینه کالاهای برقی و اداری انجام می داد. این شرکت در سال ۱۳۵۷، حدود ۴۰۰ کارمند و نمایندگی ۱۶ شرکت بزرگ و معتبر بین المللی که شامل توشیبای ژاپن ( نمایندگی لوازم صوتی و تصویری، لوازم خانگی و اداری، لامپ، پزشکی، باتری و …) آکائی و سان سوئی ژاپن (صوتی) سیکوی ژاپن (ساعت)، جنرال الکتریک آمریکا (لوازم خانگی بزرگ) کندی ایتالیا (لباس شویی) اليونی ایتالیا (لوازم اداری) دووال آلمان (گرامافون) را به عهده داشت.

در فاصله سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷، فعالیت صنعتی او در زمینه کالاهای مصرفی بادوام، خصوصا لوازم خانگی مثل تلویزیون، لامپ، پلوپز، پنکه، آبمیوه گیری، باطری، کاشی، فرش و يخچال بود. او تا سال ۱۳۵۲ – که قیمت هر بشکه نفت کمتر از دو دلار بود – شش شرکت بزرگ صنعتی با حدود چهار هزار پرسنل تأسیس کرد. مشارکت با شرکتهای معتبر بین المللی و بانک های تخصصی داخلی، برای استفاده از دانش فنی و اعتبار آنها، ویژگی سرمایه گذاری او در صنعت بود.

زندگی خصوصی و رفتار حاج محمد تقی برخوردار در عرصه خانوادگی، بیانگر تیپ شخصیتی متمایز او از بسیاری فعالان اقتصادی است. در فاصله ۱۸ تا ۳۳ سالگی (سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۶) به مدت پانزده سال در تهران تجارت کرد و در همان جا ازدواج نمود. در تمام سالهایی که جوانی مجرد و صاحب سرمایه فراوان بود، هیچ گزارش غیر اخلاقی درباره رفتار او ندادند. ازدواجش نیز او – بر خلاف سنت های اجتماعی – بود. همسرش قبلا ازدواج کرده و دارای یک فرزند بود. روابط احترام آمیز ویژه وی با دختر خوانده اش، در حالی که خود، دو دختر و یک پسر داشت، بیانگر ظرفیت های انسانی وی می باشد.

حاج محمد تقی، مردی هوشمند، واقع گرا و حرفه ای بود و پشت درهای بسته نمی نماند. با رویکرد درست نهادهای سیاست گذاری و تغییر سیاست به سمت بازار منطقه ای، گذار به سمت بازارهای خارجی امکان پذیر بود. حاج محمد تقی میراث سه نسل را به همراه داشت ۳۶ سال تجربه، همراه با تربیت نیرو و مدیران توانا، بهترین سرمایه او برای طی کردن این مسیر بود.

منبع: کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران

گردآورندگان: فریدون شیرین کام- ایمان فرجام نیا